
سحرِ نوزدهم بود ، علی راهی شد...میرَوَد سوی قراری که به فردا مانده...وقتِ رفتن ز درِ خانه به خود میگوید...روی “در” ، چند نخ از چادرِ زهرا مانده...زینبش گفت: پس از حادثه ی ”سیلی” و ”در”…نه در این خانه “حسن” مانده ، نه “بابا” مانده…شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) تسلیت باد ...
ادامه مطلب