خرید بک لینک
عکس و تصویر سحرِ نوزدهم بود ، علی راهی شد... میرَوَد سوی قراری که به فردا مانده... وقتِ ...

سحرِ نوزدهم بود ، علی راهی شد...
میرَوَد سوی قراری که به فردا مانده...
وقتِ رفتن ز درِ خانه به خود میگوید...
روی “در” ، چند نخ از چادرِ زهرا مانده...
زینبش گفت: پس از حادثه ی ”سیلی” و ”در”…
نه در این خانه “حسن” مانده ، نه “بابا” مانده…
شب ضربت خوردن حضرت علی (ع) تسلیت باد

برچسب: تسلیت,تسلیت به انگلیسی,تسلیت گفتن به انگلیسی,تسلیت برای فوت,تسلیت عرض میکنم,تسلیت برای فوت پدر,تسلیت مادر,تسلیت به دوست,تسلیت میگم,تسلیت سالگرد, نویسنده: سام شریعتی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 16:14

صفحه بندی